شروع حریره بادام خوردن سامیار

دیروز برای اولین بار به سامیار حریره بادام دادم از چند روز پیش آرد برنج رو براش آماده

کرده بودم ولی هر روز که می خواستم براش درست کنم، نشده بود تا بالاخرهPhoto Flipbook Slideshow Maker دیروز

طلسم شکست و کوچولوی من برای اولین بار مزه چیز دیگه ای را به

غیر از شیر چشیدنمی دونید که چقدر دوست داشت و با میل می

خورد ولی ترسیدم که بهش زیاد بدم به اندازه یک قاشق غذا خوری

بیشتر بهش ندادم بعد تصمیم گرفتیم که سه تایی (من ،بابا نوید ،

سامیار)بریم بیرون شام بخوریم رفتیم پیتزایی تو پیتزایی هم سامیار کلی خندید و بازی

کرد بعدش بخاطراینکه فردا قرار بود نقاش تو خونه

Glitter Photos

بیاد من و سامیاررفتیم خونه مامان جون شهین که شب اونجا بمونیم .

می خوام اگه بشه ٢٣ آذر برم پیش خواهرم هنگامه ، فیلیپین ولی

نمی دونم چرا این پاسپورت لعنتی هنوز نیمده میترسم برای کارهای

دیگه مثل سفارت و دعوت نامه و بقیه چیزا دیر بشه آخه می خوام

٢٣آذر چون تولد سارینا گلی هستش حتماً اونجا باشم نمی دونم هر روز منتظر این

پاسپورت هستم نمی دونم چرا اینقدر طول کشیده فکر کنم اونا هم فهمیدم

من عجله دارم دارن معطل می کنن نمی دونن که چقدر دلم برای هنگامه ، شوهرش آقا

محمد و از همه مهمتر سارینا خوشگله تنگ شده .



/ 46 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا (عشق من شبنم)

سلام سامیار کوچولو خوبه؟؟؟ خودتون خوبین؟؟؟؟ ایشاللا که جور میشه زودتر[گل]

رضا (عشق من شبنم)

حاجیان جمعند دور هم همه پس کجا رفته حسین فاطمه حاجیان رفتند یکسر در منا پس چرا او رفته سوی کربلا او بجای موی سر سر میدهد قاسم و عباس و اکبر میدهد سعی حج او صفا با خنجر است مروه اش قبر علی اصغر است التماس دعا