تولد بابا جون غفار - ••.•´¯سامیار کوچولو¯`•.••

تولد بابا جون غفار

سلام به همه دوستان گلم

توی این ماه حسابی سرم شلوغه هزار تا تولد دور رو برم هست نمی دونم انگار همه

اطرافیان من قرار گذاشته بودن خرداد به دنیا بیان( 3 خرداد پدر شوهرم ،

 7 خرداد سامیار کوچولو ، 12 خرداد بابای خودم ، 30 خرداد برادرم ، و 1 تیر هم برادر شوهرم )دیشب تولد بابا جون غفار بود سامیار

هم نوبت دکتر داشت بابا نوید هم که اضافه کاری داشت با مامان جون

زری سامیار رو بردم دکتر  و بعد رفتیم یه کیک کوچولو خریدیم و شب

تولد گرفتیم خوش گذشت سامیار هم کلی بازی کرد.

از اینا گذشته باورم نمی شه که اینقدر زود یکسال گذشت وای این عمرای ما با چه سرعتی داره طی می شه از پیری متنفرم کاش

می شد حرکت زمان رو کند تر کرد انگار همین دیروز بود که سامیار به دنیا اومد حالا

عزیز دلم داره یکسالش می شه الهی قربونت برم مامانی که با اومدنت زندگیمونو

قشنگ ترکردی خدایا شکرن بخاطر عطا کردن زیباترین هدیه آسمونیت به ما  ، خدایا به

ما توان وقدرت بده تا بتونیم درست زندگی کردن را به این فرشته کوچولو آموزش بدیم و

در پناه خودت حفظش کن .

می خوام براش تولد بگیرم ولی فکر کنم یه هفته دیر تر بگیرم چون سامیار کوچولو رو

ختنه کردیم  و فعلاً نمی تونیم پوشاکش کنیم .

راستی یادم رفته بود که بگم یه دندون دیگه هم در آورده حالا سه تا پایین و دو تا بالا داره مبارکه باشه عزیزم این سومین مروارید کوچولوت

 

 

 

 

+ |نویسنده: مامان |ساعت: ٩:۱٠ ‎ق.ظ |تاریخ: ۱۳۸٩/۳/٤ |موضوع: نظرات ()