خبر خبر خبر - ••.•´¯سامیار کوچولو¯`•.••

خبر خبر خبر

سلام و صد سلام

تو این چند روز اتفاقات زیادی افتاد سه

شنبه شب یه دفعه تصمیم گرفتم که

چون مامان جون زری نوبت دکتر داشتن

برای درد دستاشون برم خونه مامان

جون شهین که شب اونجا بمونم و

سامیار رو صبح بزارم پیش مامان

شهین و برم سر کار .در خونه مامان

شهین که از ماشین پیاده شدم که زنگ خونه رو بزنم چشمتون روز بد نبینه در ماشین

رو محکم روی دستم بستم وای خیلی دردناک بود و ا ضعف کرده بودم بالاخره شب رو با

درد زیاد و قرص مسکن و داروی بی حسی که علی اخوان برام آورده بود سر کردم و صبح

نتونستم برم سر کار ظهر با دایی رادمان و علی رفتیم بیمارستان که بعد از گرفتن عکس

معلوم شد مو برداشته دستم و باید آتل بندی کنم که چون متخصص ارتپدی نبود قرار

شد شب دوباره بیام برای آتل بندی خلاصه ساعت ٨ شب به اتفاق بابا نوید رفتیم و آتل

بستیم و به خاطر همین چند روز سر کار نرفتم و خونه مامان شهین موندم .پنج شنبه

هم که اربعین بود طبق هرسال خونه مامان شهین نذر داشتیم که خیلی خوب همه چیز

انجام شد و شب خاله هنگامه متوجه شدن که دندون گل پسر زده بیرون وای که چه

حس خوبی داشتم دلم می خواست داد بزنم گل پسر من دیگه دندون داره خیلی لذت

بخشه الهی قربون اون دندون کوچولوت برم عزیزم

 

Glitter Photos

+ |نویسنده: مامان |ساعت: ٩:٠٤ ‎ق.ظ |تاریخ: ۱۳۸۸/۱۱/۱٩ |موضوع: نظرات ()