••.•´¯سامیار کوچولو¯`•.••

 

سلامنیشخند بالا خره اومدم با کلی مطلب و عکس از سامیار کوچولو به خدا مامان تنبلی

نیستم کامپیوترم خراب بود .اول از همه باید بگم که ١٢ مهر واکسن چهار ماهگی سامیار

کوچولو رو زدیم البته باید ٧ مهر می زدیم ولی چون روی ساق پاش به اندازه یه سکه

کوچولو خشکی زیاد زده بود مجبور شدیم بهش داروهای ضد حساسیت بدیم دکترش

گفت چند روز دیرتر واکسن بزنه به هر حال روز دوازدهم من با مامان جون زری بردیمش

برای واکسن الهی بمیرم همینطور که داشت برای مامان جون زری می خندید یه دفعه

آمپولو فرو کردن توی پاش و جیغش رفت بالا گریهوای نمی دونید چه جوری اشک می

ریخت ولی پسر شجاع من زود آروم شد و تو ماشین خوابیدخمیازه تا عصر هم خوب بود هر

چهار ساعت بهش قطره استا مینوفن دادیم ولی بعد بیتابیش شروع شد نمی دونید

دیگه کاری نبود که برای ساکت کردنش ما انجام ندیم دلقکتا بالاخره یه کم آروم شد و

خوابش برد بمیرم برات عزیزم خوب چاره ای نیست این واکسنا برای سلامتی لازمه. از

اینا که بگذریم برای اولین بار ٢۵ مهر چرخید و خودش دمر شد به محض اینکه مامیشو

درآوردم که عوضش کنم چرخید عزیزم ، نمی دونید چه تلاشی می کرد برا دمر شدن من

و بابانوید و بابا غفار و مامان جون زری هم هیچ کمکی بش نکردیم تا خودش بر گرده

چون اینها همه اولین تلاشهای زندگیش  و دلم می خواد خودش با حمایت

ما بتونه به موفقیت برسه . راستی دیگه می زارمش تو روروک نمی دونید چقدر دوست

داره با اسباب بازیا روش بازی می کنه و کلی براشون ذوق می کنه البته پاش به زمین

نمی رسه ولی برا سرگرمیش خوبه . حالا نوبت عکس کلی عکس می خوام بزارم البته

اگه این اینترنت یاری کنه .خنده



Glitter Photos

 

Glitter Photos

Glitter Photos

 

Glitter Photos

+ |نویسنده: مامان |ساعت: ٩:۱٢ ‎ق.ظ |تاریخ: ۱۳۸۸/۸/٥ |موضوع: نظرات ()