••.•´¯سامیار کوچولو¯`•.••

 

سامیار گلم نمی دونم دیشب دوباره چت شده بود از ساعت ١٢ شروع کردی به بهانه

گیری و گریه یک ربع می خوابیدی و دوباره بیدار می شدی گریه می کردی    Photo Flipbook Slideshow Maker

شربت گریپ واتر بهت دادم فایده نداشت قطره استامینوفن دادم بازم فایده نداشت و

مدام گریه میکردی دیگه آخر ساعت ٣:٣٠ به همرا بابا جون غفار بردمت دکتر تو ماشین

آروم شده بودی و یه کم خوابیدی و دوباره تو مطب شروع کردی به گریه دکتر بعد از معاینه

گفت چیزیت نیست و یه کولیک. برات دارو نوشت من تو مطب موندم بابا جون غفار رفتن

داروهاتو گرفتن وقتی سوار ماشین شدیم که برگردیم تو بغل من مثل یه کبوتر سفید

Photo Flipbook Slideshow Maker

کوچولو که دل دل می زنه خوابت برد بدون اینکه داروهاتو بخوری الهی فدات بشم

مامانی گل پسرم الهی هیچ وقت مریضیتو نبینم که طاقتشو ندارم عزیزم تو خونه که

رسیدیم گذاشتمت تو تختت و تا ساعت ٧:٣٠ خوابیدی بعد بیدار شدی شیر خوردی و

دوباره خوابیدی الان هم من سر کار هستم زنگ زدم خونه با مامان جون زری حرف زدم

گفتن که هنوز خوابی امروز روز واکسن ۴ ماهگیت هم بود که قرار شد فردا ببرمت.

Photo Flipbook Slideshow Maker

+ |نویسنده: مامان |ساعت: ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ |تاریخ: ۱۳۸۸/٧/٧ |موضوع: نظرات ()