سرما خوردگی سامیار - ••.•´¯سامیار کوچولو¯`•.••

سرما خوردگی سامیار

دیروز سامیار کوچولو رو با مامان جون زری حمام کردم ولی انگار یه کم سرما خورد

چشمتون روز بد نبینه تا شب ساعت ١٠ چیزیش نبود  ولی بعد چه کارا که نکرد الهی

بمیرم بچم اینقدر گریه کرد که نگو نمی دونم چش شده بود می خواست بخوابه ولی

نیم ساعت می خوابید و دوباره با گریه زیاد بیدار می شد تا ساعت ۴:٣٠ صبح همینطور

بود شیر هم نمی خورد بعد خوابش برد تا صبح ساعت ٨ و دوباره تا بیدار شد شروع به

گریه کرد ولی حالش خیلی بهتر شده بود با این حال ساعت ۴ چون بابا نوید سر کار بود

و بابا جون غفار هم می خواستن برن مؤسسه به اتفاق بابا جون فریدون و مامان جون

شهین بردمش پیش دکتر فیض تو مطب کلی برا مامان جون شهین خندید و براشون به

زبون خودش حرف زد  و به بچه های دیگه نگاه می کرد و می خندیدتا وقتی نوبت ما شد

و رفتیم داخل روی تخت معاینه خوابوندمش که معاینه بشه بعد از معاینه دکتر فیض گفت

که یه مقدار سرما خوردگی داره ولی چیز مهمی نیست  قد و وزنش هم خیلی خوبه

دیگه هر چی سئوال داشتم رو روی کاغذ نوشته بودم و همه رو از دکتر پرسیدم پیش

خودم گفتم الان دکتر منو پرت می کنه بیرون ولی با صبوری جواب تمام سئوالهای منو

داد و گفت  سرما خوردگی سامیار در اثر حمام نیست اگه حتی هر شب حمامش کنید

هم خیلی خوبه براش منم که دیگه خیالم راحت شد خوشحال و شاد  اومدم خونه بابا

نوید هم که خیالش راحت شده بود سامیار رو بغل کرده بود و کلی باهاش حرف زد

سامیار کوچولو هم خودشو برای بابا نوید لوس کرده بود و براش می خندید . و بعد هم

لوس شده بود برا مامان جون زری و دوباره شروع کرد به شلوغ کردن به زبون خودش و

براشون لوس شدن .

+ |نویسنده: مامان |ساعت: ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ |تاریخ: ۱۳۸۸/٦/٢٥ |موضوع: نظرات ()